تبليغاتX
مهندسی آبخیزداری

استان ايلام با 19086كيلومترمربع حدود4/1 درصدمساحت كل كشورراتشكيل مي دهد . اين استان درغرب سلسله جبال زاگرس بين 31درجه و 58دقيقه تا34درجه و15 دقيقه عرض شمالي و45درجه و24دقيقه تا48درجه و10دقيقه طول شرقي درگوشه غربي كشور قرارگرفته است. استان ايلام ازجنوب باخوزستان ،ازشرق با لرستان ،ازشمال باكرمانشاه وازسمت غرب با425كيلومترمرزمشترك باكشورعراق همجواراست . براساس آخرين تقسيمات كشوري درسال1375،استان ايلام مشتمل بر7شهرستان ،17بخش،16شهر، 36دهستان و753 آبادي داراي سكنه بوده است. شهرستانهاي استان ايلام عبارتنداز:آبدانان ،ايلام،مهران،ايوان ،شيروان وچرداول ، دره شهرودهلران. مركزاستان شهرايلام است كه بعلت زيبائيهاي طبيعي فراواني كه داردعروس زاگرس نام گرفته است .

جغرافياي طبيعي واقليم استان :

ناهمواريهاي استان ايلام ازچين خوردگيهاي موازي درجهت شمال غربي وجنوب شرقي بوجودآمده است . اين كوههاازرسوبات دوران اول تاچهارم زمين شناسي به يادگار مانده اند،ولي شكل گيري كلي آنهاعموماً به دوران دوم و سوم زمين شناسي مربوط است . اين كوههاچنان گسترده وفشرده اندكه امكان شكل گيري دشتهاي ميانكوهي درميان آنهافراهم نشده است.


باتوجه به نقشه ناهمواريهاي استان بخوبي معلوم مي شودكه شمال وشمالشرق استان ازارتفاعات وكوهستانهاي بلندتشكيل يافته ونيمه غربي وجنوبغرب آن ازنواحي كم ارتفاع باشيبي بطرف غرب شكل گرفته است كه دشتهاي وسيع گرمسيرمنطقه مهران ، دهلران و دشت عباس را دربر مي گيرد.ارتفاع اين دشتهااز300متركمتراست . وجوداين ناهمواريهاكه درمجاورسرزمين هاي پست قرارگرفته انداختلاف ارتفاع اين دونيمه رابه حدود3000مترمي رساند.باتوجه به اين خصوصيت طبيعي ، شكلي اززندگي اجتماعي پديدآمده است كه امروزه به نظام عشايري وايلي معروف است.


بطوركلي نواحي شمال وشمال شرق استان ايلام كوهستاني و نواحي جنوب غرب وغرب استان از اراضي پست وكم ارتفاع تشكيل يافته است . مهمترين ارتفاعات استان كبيركوه وديناركوه مي باشند.
استان ايلام ازنظرشرايط اقليمي جزء مناطق گرمسيركشورمحسوب مي شود،ولي بعلت وجودارتفاعات ،اختلاف درجه حرارت وبارندگي دربخشهاي شمالي ،جنوبي وغربي آن زياداست بطوريكه ميتوان ازنظراقليمي ،مناطق سه گانه سردسيري ،گرمسيري ومعتدل را در اين استان بخوبي مشاهده نمود.اين مناطق عبارتنداز:


1- مناطق كوهستاني شمال وشمال شرق كه آب وهواي نسبتاً سرد وزمستان طولاني داردحداقل درجه حرارت درزمستان تا15درجه زيرصفرمي رسدوميزان بارندگي آن نيزبه بيش از500ميلي متردرسال بالغ مي گردد.


2- مناطق جلگه اي غرب وجنوبغرب استان كه آب وهواي گرمسيري دارند.حداكثردرجه حرارت اين مناطق تا45درجه بالاي صفرمي رسد. ميزان بارندگي اين مناطق حدود 200 ميليمتردرسال است.


3- مناطق مياني باآ‎ب وهواي معتدل كه درجه حرارت اين مناطق درزمستان تا5 درجه زيرصفروحداكثردرجه حرارت آن درمناطق جنوبي ودره شهردرتابستان به بيش از40 درجه سانتي گرادمي رسد.
اقليم استان بعلت تاثيرعوامل مختلفي ازجمله عرض جغرافيائي ،ارتفاعات،بيابانهاي عربستان ، جلگه خوزستان ، دشتهاي عراق و بادهاي محلي ازتنوع زيادي برخورداراست.


سيستمهاي جوي مختلفي استان راتحت تاثيرقرارمي دهندكه باعث بارشهاي فصول پائيز، زمستان، بهاروگاهاً درتابستان مي شوند.توده هواي غربي ازدرياي مديترانه ودرياي سياه باعث بارندگيهاي پائيزي وزمستاني دراستان مي شوندوجريانات سوداني ودرياي سرخ و صحراي عربستان نيزدربارشهاي زمستاني وبهاري مؤثرندودرتابستان سبب گرم شدن هوامي شوند. دشتهاي وسيع دركشورعراق درتابستان باعث ايجادسلول كم فشارحرارتي بادماي زيادورطوبت كم مي شوندهمچنين توده هاي شمالي راكه ازمناطق سيبري كشورماراتحت نفوذقرارمي دهندباعث كاهش دماويخبندان درمناطق شمالي استان مي شوند.


براساس اطلاعات وآمارثبت شده درايستگاه سينوپتيك ايلام حداكثرمطلق درجه حرارت 6/40درجه سانتي گرادوحداقل مطلق درجه حرارت 6/12- درجه سانتي گرادبوده ومتوسط بارندگي سالانه اين ايستگاه 595 ميلي مترمي باشدتعدادروزهاي يخبندان شهرايلام به 27روزدرسال مي رسد.


درايستگاه دهلران حداكثرمطلق درجه حرارت 8/50درجه سانتي گراد وحداقل مطلق درجه حرارت 4/0- درجه سانتي گرادثبت شده است مقدارمتوسط بارندگي سالانه ايستگاه دهلران 3/318 ميلي مترمي باشد.
رژيم بارندگي استان به گونه اي است كه حدود 50% بارندگي درفصل زمستان 20% در فصل بهارو29% درفصل پائيزو 1% درفصل تابستان ريزش مي كند.


بارندگي سالانه فراوان ازيكسوونقش استان بعنوان زهكش آبهاي سطحي سلسله جبال زاگرس ازسوي ديگر،موجب پيدايش رودخانه هاي زيادي شده كه مهمترين آنها: سيمره - ميمه - دويرج - كنجانچم - گدارخوش - چنگوله - گاوي - كنگير - تلخاب مي باشند.

نوشته شده توسط وحید در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 8:51 بعد از ظهر | لینک ثابت |
اندكي پس از زلزله بم، گزارش‌هاي كم و بيش كاملي كه از طرف دانشگاهها، موسسه بين‌المللي زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله و سازمان زمين‌شناسي و اكتشافات معدني كشور تهيه گرديد، حاكي از خرابي‌هاي زلزله، گسستگي‌ها و شكستهاي ناشي از زلزله بوده است. اما اين پايان كار نبوده و به استناد اطلاعات بدست آمده از سيستم رادار، مشخص گرديد كه گسل مسبب زلزله بم در واقع گسلي است كه از زير شهر گذشته و گسل مرز بم و بروات نيست. در اين اطلاعات كه پردازش آن توسط كارشناسان زمين‌شناسي سازمان زمين‌شناسي و اكتشافات معدني كشور و سازمان زمين‌شناسي آمريكا انجام گرديد، مشخص شد كه در اثر حركت گسل مدفون و ناپيداي در زير شهر بم، اين زلزله حادث شده است. اين مسئله نشان مي‌دهد كه پرداختن به وضعيت ساختارهاي زمين‌شناسي هر منطقه‌اي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است
زلزله بم، شروع يك پايان
زلزله بم در تاريخ پنجم ديماه سال 82، به يك زلزله تاريخي تبديل شده و يكي از چهره‌هاي طبيعت را مجدداً به انسانها آموخت. طبيعتاً هميشه پس از وقوع حادثه، برنامه‌ريزي‌ها و جلوگيري از مشكلات آينده طرح مي‌گردد. اما متاسفانه اين برنامه‌ريزي‌ها باز هم نگرش به آينده‌اي دور را در نظر ندارد و در حد برنامه‌ريزي تا حد عمر آدمي در آن زمان خواهد داشت.
با نگرش به نوع زندگي پيشينيان، در مي‌يابيم كه به علت نزديكي بيش از حد زندگي در گذشته با طبيعت، سعي گرديده بيشتر به راههاي زندگي و مبارزه با اين مخاطرات طبيعت، توجه شود. تجربه زندگي با طبيعت، شناخت و فهم مقابله، زندگي مصالحت آميز و ساخت جايگاههاي اصلي را براي زيست مصالحت‌آميز افزايش داده و به نحوي بينش بشري را در طول زمان بالا برده است.

از طرفي با افزايش دانش بشري و نياز روزافزون در شناخت همه جانبه چگونه زيستن، خللي در راه‌هاي مقابله نهايي و برابري با آن را به وجود آورده و مسير را دشوار نموده است. در واقع هر چه دانش بيشتر مي‌شود، تحمل مقابله با مخاطرات نيز سخت‌تر و فرار از واقعيت اصلي كه انسان هميشه از آن آجز بوده، معني‌دارتر مي‌گردد. در زلزله بم آموزش‌هايي وجود دارد كه نه تنها توجه مسئولين و كارگزاران بلكه توجه محققين و دانش‌پژوهان را به خود جلب نموده است. اميد آن مي‌رود كه اين مدرسه طبيعي، آبستن پژوهش و نگرش صحيح به بلاياي انكار ناپذير طبيعت باشد و انسان دور شده را به طبيعت بازگرداند.
بر اساس اطلاعات موجود قبلي از اندك زمان گذشته پس از زلزله بم، دستگاههاي شتابنگاشت، حاكي از زلزله‌اي با شدت حدود 5/6 ريشتر در مقياس امواج دروني به مركزيت اين شهرستان داده‌اند و كانون عمقي آن را در ژرفاي 7 كيلومتري ناحيه شمال مركزي شهر بم بيان كرده‌اند.

اما اندكي پس از زلزله، گزارش‌هاي كم و بيش كاملي كه از طرف دانشگاهها، موسسه بين‌المللي زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله و سازمان زمين‌شناسي و اكتشافات معدني كشور تهيه گرديد، حاكي از اطلاعات فوق به همراه تصاويري از خرابي‌هاي زلزله، گسستگي‌ها و شكستهاي ناشي از زلزله بود و به استناد اطلاعات كارشناسان مختلف اعزامي، مستندنگاري از وضعيت پس از وقوع اين حادثه انجام شده است. اما اين اتفاق بزرگ و مهم، از ديد كارشناسان خارجي دور نمانده و به انتظار اطلاعات بعدي و تحليل پس از وقوع پرداخته شده است. براي تكميل اين اطلاعات و اعزام نيروهاي متخصص، از كارشناسان خبره داخلي در سازمان زمين‌شناسي كشور استفاده گرديده و به استناد يك همكاري علمي، آخرين اطلاعات بدست آمده از اين رويداد مهم، انتشار يافت. بطور قطع از اطلاعات موجود دستگاهي در اين راه مي‌بايست استفاده مي‌گرديد كه با روش تحليل اطلاعات ماهواره‌اي اين كار صورت پذيرفت.
در اين روش نوين، كه مدت زمان طولاني‌اي از عمر آن نمي‌گذرد، بر اساس اطلاعاتي كه ماهواره در اختيار مي‌گذارد، تحليلي از وضعيت تغيير شكل و ميزان جابجايي‌ها به عمل مي‌آيد. در اين روش، بر اساس اطلاعات بدست آمده از گذشته توسط اين ماهواره، آناليزي از اطلاعات موجود از سطح زمين بدست مي‌آيد كه در حد سانتي‌متر دقت برداشت دارد. اين مبني بر آن نيست كه اين اطلاعات توانايي خواندن و تصويرسازي كل زمين را در حد سانتي‌متر داراست بلكه، بر اساس دقت بالاي اندازه‌گيري، اسكني از اطلاعات موجود در سطح را ثبت مي‌نمايد. در واقع اين ماهواره كه ماهواره رادار نام دارد، بصورت تصويري كه ساير ماهواره‌ها دارند عمل نمي‌كند. در شكل بسيار ساده آن مي‌توان گفت كه ماهواره رادار براي هر نقطه كوچك (حتي در حد سانتي‌متر) مختصات جغرافيايي در خود دخيره مي‌نمايد. پس از جمع‌آوري اين اطلاعات از مناطق مختلف روي زمين، با توجه به اطلاعات قبلي كه در اين مناطق ثبت شده است، تحليلي بر روي ميزان جابجايي‌هاي به وقوع پيوسته در سطح زمين را در حد سانتي‌متر اندازه‌گيري مي‌نمايد.

اين بدان معني است كه اگر در منطقه‌اي بنا به دلايلي كه بيشتر طبيعي است، جابجايي انجام شود، ميزان آن،‌ گسترش آن و حتي در نهايت محور آن بر اساس نمودارها و آنومالي‌هاي بدست آمده مشخص مي‌گردد. در واقع داده‌هاي ماهواره رادار پس از وقوع زلزله بم نشان مي‌دهد كه در امتداد رنگهاي همگرا در تصوير (تصوير رنگي در گزارش)، جابجايي صورت پذيرفته است. وقتي جابجايي‌هاي بوجود آمده توسط اين ماهواره بر روي زمين مشخص گرديد، نقطه ميانگين آن كه در واقع همان نقطه جابجايي نام مي‌گيرد مشخص مي‌شود. اين نقطه در واقع يك خطي است كه محور حركت است.

با استناد به اطلاعات قبلي و مقايسه آن با اطلاعات جديد و پيمايشهاي صحرايي مشخص مي‌گردد كه اين محور در واقع محور حركت و در واقع گسل است. اين گسل در گذشته پنهان بوده و شواهد آن در سطح ديده نمي‌شده. اما پس از رسيدن اطلاعات ماهواره رادار، تيمي براي بررسي شواهد سطحي به منطقه اعزام گرديده و بر اساس داده‌ها مشخص شد كه برونزد جابجايي‌ها در سطح وجود دارد. لذا مسبب اصلي و عامل حركت اصلي در زلزله بم به اين گسل ناپيدا تعلق داشته و كليه تخريب‌ها و شرايط بوجود آمده به آن نسبت داده مي‌شود.

اين مطلب بيانگر چند نكته مي‌باشد:
ـ استفاده از تكنولوژي جديد بسياري از راهكارها را مشخص مي‌نمايد.
ـ دقت در اندازه‌گيري‌ها وتحليل نتايج از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده و در برنامه‌هاي بعدي موثر است.
ـ بررسي محيط پيرامون براي شناخت و در دست داشتن اطلاعات بسيار مهم است و ما را براي مقابله با خطرات كمك مي‌نمايد.
ـ در اين زلزله همانطوركه بيان شد درسهايي نهفته است. در عين آنكه اطلاعات قبلي از منطقه بم وجود نداشته اما پس از دستيابي به اطلاعات جديد مشخص مي‌شود كه حتي اگر از منطقه‌اي اطلاعات مناسبي در دست باشد، بازهم امكان پيدايش شرايط ناپيداي محيطي فراوان است. لذا اهميت شناخت دقيق از مناطق مختلف زيستي و حتي تاريخي و برنامه‌ريزي مناسب براي پيشگيري از بلاياي طبيعي هميشه لازم بنظر مي‌رسد.
منبع سایت :ارگ بم
نوشته شده توسط وحید در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 11:17 قبل از ظهر | لینک ثابت |

بم در 193 كيلومتری جنوب شرقی كرمان واقع بود با کوههای مرتفع و آبهای زيرزمينی سرشار. به همين دليل دو نوع آب و هوای سرد كوهستانی و آب و هوای گرم و خشك را داشت.

شهر بم يك از كهن ترين مراكز شهرنشينی ايران بود. تپه های تاريخی "بيدرون " در 10 كيلومتـــــــری شمال و تل آتشی در دارستان در فاصله 30 كيلومتری شرق بم كه متعلق به هزاره های دوم تا چهارم قبل از ميلاد مسيح است گواه اين قدمت تاريخ است.
زندگی در بم واطراف آن از شش هزار سال قبل شكل گرفته و در دورانی از تاريخ در مكانی كه " ارگ " ناميده می شد و در زلزله ديروز ويران شد، تمركزی به وجود آمده بود.

بم بعلت قرار گرفتن در مسير يكی از مهمترين شاهراههای بين المللی عهد باستان " راه ادويه" نام گرفته بود كه از شعب اصلی و مهم راه ابريشم محسوب می شد. راه تجارت بين شرق و غرب كه اهميت استراتژيك مهمی داشته است.

صنعت ابريشم بافی به احتمال قوی از چين و از طريق جاده ادويه (ازطريق هند) به بم رسيده بود.

شهرهای بزرگی مانند نرماشير , ريگان، دارزين و سنا در منطقه وجود داشته كه اين شهرها تا قرن ششم هجری از آبادانی فراوان برخوردار بوده اند و در دوره های فترت بعدی از بين رفته اند. علاوه برارگ بم آثار باقيمانده از اين شهرها و قلعه های باستانی با عظمت ديگری مانند قلعه های پيرماه شاه ( افضل آباد) , قلعه جمالی , دارستان , قلعه (قلعه شهيد) , قلعه نعيم آباد و آثارديگری در منطقه مشاهده می شود كه نشان از تمدن كهن و آبادانی منطقه داشت.

ارگ بم كه درواقع در روزگاران كهن شهر بم همين قلعه بود، در شمال شرقی شهر بم, بربالا و دامنه صخره ای عظيم با خشت و گل ساخته شده بود. سابقه تاريخی ارگ بم به موجب نوشته های تاريخی , از جمله حدودالعالم و تاريخ وزيری به دو هزار سال پيش می رسيد . ارگ بم تاحدود 180 سال پيش هنوز محل سكونت عده ای از اهالی بم بود.


مجموعه ارگ بم , شامل شهر قديم و قلعه, قريب به 20 هكتار (طول ضلع غربی ارگ 520 و عرض آن 430 متر می باشد ) وسعت داشت و مسافت ارگ و قلعه , قريب 6 هكتار بود.

سه سمت قلعه را باغ و خانه های مسكونی و زمينهای كشاورزی محصور نموده و ضلع شمالی در امتداد رودخانه پشت رود قرار گرفته است.

دورتادور قلعه خندقی های عميق وجود داشت كه آن را از يورشها مصون می داشت، اما آنچه ويرانی آن را موجب شد نه يورش انسانی، كه يورش طبيعيت بود . 38 برج ديده بانی در فواصل معين روی باروهای قلعه قرار داشتند.

درميان قلعه عمارت حاكم نشين برروی صخره ای طبيعی بنا شده بود كه دارای پنج طبقه بود و همگی از خشت و گل.

ستونها و قوسها باقی مانده در قلعه بم، مغازه های نانوايی , روغنگيری و قفسه های خشتی در بازار قلعه نشان از رونق گذشته آن داشت.

در دوره اسلامی , دو مسجد با نامهای مسجد جامع و مسجد حضرت محمد و حسينيه شامل يك صحن , يك ايوان دو طبقه قرينه هم و چند اتاق در ارگ تاريخی بم ساخت شده بود كه همه آنها در اين زلزله نابود شد.

در ارگ قم يك زورخانه به شيوه ساير ورزشگاههای سنتی از چهار ايوان , يك گنبد و گود نيز وجود داشت كه آنها نيز ويران شد.

در داخل ارگ يك كوچه سرپوشيده وجود داشت كه به سابات يهوديان شهرت داشت .

ارگ بم تنها يك ورودی داشت كه طاق ورودی آن قابل مقايسه با قوسهای دوره ساسانی بود. لطفعليخان زند در همين قلعه بوسيله محمدلی خان زابلی حاكم قلعه بم دستگير شد. آخرين محاربه در اصطبل همين قلعه روی داده بود.

ارگ بم تا سال 1254 هـجری قمری و غائله آقاخان محلاتی مسكونی بود.

درسالهای گذشته، تنها مسجد , مجموعه ميرزانعيم , خانه مشهور به خانه احمدی يا زابلی و خانه حاكم و چنداثر ديگر تعميرشده بود.

تعميرحاكم نشين قلعه درحدود سالهای 1337 هجری شمسی به بعد توسط اداره باستان شناسی و آموزش و پرورش بم صورت گرفت. تعميرات اساسی ارگ از سال 1352 هجری شمسی شروع شد و هر سال به طور متوسط شش ماه در ارگ كار شد.

منبع:سایت ارگ بم

نوشته شده توسط وحید در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 11:6 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 
زعفران با نام عمومي saffron و نام علمي crocus sativus گرانبها ترين گياه زراعي موجود در روي كره زمين است و تنها گياهي است كه واحد خريد و فروش آن به جاي تن و كيلو مثقال و گرم است .

زعفران از خانواده زنبق و در منطقه آب و هوايي مديترانه و غرب آسيا از عرض جغرافيايي 30 الي 50 درجه شمالي و طول جغرافيايي 10 در جه غربي تا 80 درجه شرقي در مناطق بسيار كم باران ايران - توران كه داراي زمستان سرد و تابستان گرم بدون داشتن بارش در اوايل فصل پاييز باشد گسترش دارد از ويژگيهاي بارز اين گياه ظهور گل آن قبل از هر اندام رويشي ديگر است . شروع رشد آن در پاييز . انتهاي رشد در بهار . عدم توليد بذر بارور با وجود توليد گل كامل فراوان و ضرورت برداشت گل آن در صبح زود قبل از گرم شدن هوا مي باشد . تكثير زعفران منحصرا توسط غده زير زميني بنه ( كورم ) متداول است . برداشت محصول شامل چيدن گلها و جدا كردن كلاله از ساير قسمتهاي گل و در نهايت خشك كردن كلاله ها است . متوسط عملكرد زعفران در صورت رعايت كامل اصول زراعي حدود 10 كيلو زعفران خشك در هر هكتار از نوع زعفران دسته اي مي باشد . طول عمر گلها حدود 3 تا 4 روز بوده كه به طور متوسط هر كيلو گل زعفران معادل 2170 عدد گل است و از هر 78 كيلو گل به طور معمول 1 كيلو زعفران دسته اي ( كلاله همراه با خامه ) حاصل مي شود براي تهيه 1 كيلو زعفران سرگل نياز به حدود 105 كيلو گل و براي تهيه 1 كيلو زعفران پوشالي ممتاز ( حداكثر طول خامه باقيمانده و متصل به كلاله كمتر از 3 ميلي متر ) نياز به حدود 103 كيلو گل زعفران است پس از برداشت گل و جدا سازي كلاله ها مهمترين پارامتر در مورد كيفيت زعفران نحوه خشك كردن كلاله آن است كه مي بايست در محيط تميز و در زمان كوتاه ( حدود 2 الي 3 ساعت ) و در دماي حدود 50 تا 60 درجه سانتيگراد در اون الكتريكي انجام مي گيرد . روش خشك كردن اسپانيايي ( الك - هيتري ) در مرتبه بعدي است و پس از آن روش خشك كردن با مايكروويو مي باشد .

در حال حاضر كليه مراحل برداشت گل و جداده سازي كلاله ها و فن آوري زعفران با دست صورت مي گيرد .

كلاله سه شاخه زعفران مهمترين بخش تجاري آن است اين بخش از گل حاوي مواد چرب . املاح معدني و موسيلاژ است . عطر و بوي زعفران به علت وجود اسانس بيرنگ تروپن دار و يك تركيب اكسيژن دار همراه با سينئول به نام سافرا نال مي باشد . و ظعم زعفران مربوط به هتروزيد تلخ پيكرو كروسين است . ماده رنگين زعفران مربوط به وجود ماده اي به نام كروسين مي باشد .

بهترين راه جدا سازي مواد موجود در زعفران جهت مصارف غذايي خانگي حل كردن كوبيده زعفران در مخلوط آب گرم و روغن مايع است ( با نسبت يك قسمت روغن و بيست قسمت آب به صورت دم كرده براي مدت نيم ساعت ) .

مقدار مصرف براي هر نفر به طور معمول حدود 15/1 گرم در هر وعده غذايي مي باشد .

براي نگهداري زعفران محيط ايده آل جاي خشك و خنك و به دور از نور مي باشد .


مصارف خوراکی :


با آنكه از گذشته هاي دور از زعفران بدليل رنگ زيبا و عطر و طعم استثنايي استفاده مي شده است، در ساليان اخير به دليل گرايش به مصرف افزودنيهاي طبيعي، به جاي انواع شيميايي و سنتزي در مواد غذايي، استفاده از زعفران رو به فزوني گذاشته است.

امروزه استفاده از زعفران در تكنولوژي و صنعت بسيار متداول شده است. كارخانجات مختلف صنايع غذايي، از زعفران در تهيه انواع سوسيس و مارگارين استفاده مي كنند. كارخانجات لبني، در تهيه انواع كره، پنير و ساير محصولات توليدي خود از آن استفاده مي نمايند. در برخي از كارخانجات، زعفران در تهيه انواع پودرهاي كيك و در انواع دسرها به كار مي رود. همچنين كارخانجات مشروب سازي، از زعفران استفاده فراواني مي كنند. از زعفران به عنوان طعم دهنده و رنگ دهنده طبيعي و سالم در برخي نوشابه ها، ژله، بستني، شكلات، نبات و آبنبات، كيك و كلوچه، پودرهاي سوخاري و ... استفاده مي شود. زعفران بخش ضروري دستورالعملهاي غذايي برخي سوپها، غذاهاي دريايي، انواع برنج و مرغ بوده و همچنين در تهيه دسر و نوشيدنيها مورد استفاده قرار مي گيرد.

در بسياري از فرهنگها، زعفران، ادويه اي ارزشمند مي باشد كه بسياري از افراد طعم آن را دوست دارند و عطر و رنگ آن را هم مي پسندند.

در منازل اكثر ايرانيها،بسياري از انواع غذاها و شيريني ها به همراه زعفران تهيه مي شود. دسرهايي نظير سوهان و انواع كيكهاي زعفراني را مي توان نام برد.

هنديها و عربها از بزرگترين مصرف كنندگان زعفران مي باشند . عربها از زعفران غذاهاي مختلف و همچنين چاي مخصوصي تهيه مي كنند. قهوه عربي حتما بايد داراي زعفران و هل باشد. هنديها هم غذايي به نام بريوني دارند كه معمولاً در آن زعفران به كار مي رود. در شمال ايتاليا و جنوب سوئيس زعفران، براي تهيه برنج زعفراني معروف آنها يعني ريزوتو(Risotto) مصرف زيادي دارد. فرانسويها نيز زعفران را به خوبي مي شناسند و در تهيه انواع غذاها از آن استفاده مي كنند. در اسپانيا غذايي به نام پائیا (Paella)، تهيه مي شود كه زعفران در آن نقش مهمي دارد. در آلمان و انگليس نيز از زعفران در تهيه كيك زعفراني استفاده مي شود.

پزشکی و دارویی :

از زمانهاي قديم براي زعفران نيز همچون ساير ادويه جات، خواص درماني مختلفي در نظر مي گرفتند. امروزه بر مبناي تحقيقات علمي كه در ادامه استفاده فراگير از زعفران در طب سنتي و گياهي انجام شده، خواص متعدد زعفران و اثربخشي تركيبات مؤثره آن توجه بسيار زياد محققين، شركتهاي داروسازي و دست اندركاران علم پزشكي را به خود جلب نموده است. نتايج نشان مي دهد كه در آينده اي نزديك، زعفران يكي از مهمترين جايگزين هاي داروهاي شيميايي خواهد بود.

از جمله اين موارد مي توان به كاربردهاي زير اشاره كرد:

كمك به هضم طبيعي غذا، تقويت كننده معده، ضد نفخ

محرك و تقويت كننده تمايلات جنس

مسكن، بويژه در درمان دردهاي لثه و قلنج

ضد تومور، جمع كننده راديكالهاي آزاد (خاصيت ضد سرطاني زعفران)

شادي بخش، درمان دردهاي عصبي، آرامبخش، درمان كم خوابي، تقويت كننده حافظه، افزايش دهنده تمركز، ضد تشنج، افسردگي، اسپاسم، آلزايمر و پاركينسون

درمان فشار خون، كاهش كلسترول، درمان كم خوني ناشي از كمبود آهن در دختران، كاهش درصد احتمال بروز بيماريهاي قلبي، تصلب شرائين و افزايش سلامت قلب (بدليل وجود تيامين، ريبوفلاوين و مواد معدني)

درمان بيماريهاي تنفسي نظير آسم، سرما‎خوردگي، سرفه

افزايش جريان خون در شبكيه، درمان اختلالات لكه زرد شبكيه در اثر پيري، بهبود علايم مربوط به رتينوپاتي ايسكميك

درمان كوفتگي و رماتيسم بصورت استعمال خارجي

درمان بيماريهايي نظير اسهال خوني، سرخك، بزرگ شدن كبد و طحال و عفونت دستگاه ادراري

همچنين تحقيقات فراوان انجام شده نشان مي دهد كه تركيبات موجود در زعفران در درمان برخي از انواع سرطانها در حيوانات آزمايشگاهي تاثير داشته است.

بنابراين مشاهده مي كنيم كه بدليل ويژگيها و خواص منحصر بفرد زعفران، امروزه از آن در صنايع غذايي، دارويي، بهداشتي، آرايشي و عطرسازي استفاده قابل توجهي مي شود .

کاشت زعفران در ايران از قدمت 1000ساله برخوردار است . اين گياه رنگي و گرانبهاي چندين ساله ، بدون ساقه است و پياز دارد و چون درخاک کوير به عمل مي آيد، به طلاي سرخ و يا طلاي کوير شهرت يافته است . از هر 150گل ، يک گرم زعفران و از حدود 147هزار گل تازه ، يک کيلو زعفران خشک به دست مي آيد. زعفران به علت طعم و رنگ و عطر عالي ، کاربردهاي فراواني در توليد فرآورده هاي غذايي ، دارويي و شيميايي دارد و با توجه به محدوديت کشت و توليد، از فرآورده هاي گران قيمت به شمار مي رود. ايران با متوسط توليد 100تن در سال ، در زمينه توليد زعفران مقام اول را دارد. اسپانيا با توليد متوسط 25تن ، مقام دوم و کشورهاي هندوستان ، جزاير اسپرون روسيه ، سنگاپور، مالزي ، ژاپن ، تايوان ، چين ، فرانسه ، ايتاليا، آلمان ، استراليا و يونان با توليد متوسط 25تن ، مجموعا مقام سوم را به خود اختصاص مي دهند. مرکز اصلي پرورش اين گياه ، مناطق کويري و کم آب جنوب خراسان و سابقه زعفرانکاري در اين منطقه ، به 700سال پيش بازمي گردد. زعفران از محدود گياهاني است که در شرايط سخت زيستي پرورش مي يابد. با توجه به آن که جايگاه تاريخي زعفران در ايران بوده و منشا آن نيز ايران است ، اين گياه يکي از جذابيت هاي ويژه ايران به شمار مي آيد و اغلب گردشگراني که از کشورمان ديدن مي کنند، زعفران را به عنوان سوغات سفر به ديار خود مي برند و بدين ترتيب اين گياه در معرفي ايران نيز نقش بسزايي ايفا مي کند.

زيبايي مزارع كشت زعفران در سحرگاه صبحهاى پاييزى چنان خيال انگيز و مسحوركننده است كه هر كس يكبار تجربه ديدن آن را داشته باشد، آرزوى دوباره ديدن آن را مدام در دل خواهد داشت.؛ زعفران به عنوان يكي از محصولات ارزشمند كشاورزى است كه علاوه بر جنبه هاى اقتصادى مي تواند گردشگران فراواني را به تماشاى زيبايي هاى خود بخواند.؛ بهره گيرى از زعفران از ديرباز در ايران ، آسياى صغير و بخش هايي از اروپا بويژه يونان رواج داشته است از سوى ديگر با آن كه بازار جهاني زعفران در اختيار شش كشور است ، ايران عمده ترين صادركننده زعفران به شمار مي آيد.؛ بسيارى از پژوهشگران معتقدند زعفران به عنوان باارزش ترين ادويه جهان ، خاستگاهش برخي از نواحي ايران است و ايرانيان باستان از قديم الايام كشت و پرورش آن را رونق بخشيده اند.؛

 در حال حاضر شش درصد توليد زعفران ايران در خراسان صورت مي گيرد، يعني همان نقطه اى كه از دوران كهن كاشت زعفران در آن آغاز شده است به همين دليل برخي از محققان ”مادها“ را از اولين توليدكنندگان زعفران مي شناسند.؛ زعفران در زندگي اجتماعي و فرهنگي كشورمان نقش قابل توجهي داشته و نمونه اى از هماهنگي انسان و طبيعت در اين منطقه است كشور ما همواره با مشكل كم آبي مواجه بوده ، اما زعفران گياهي است كه به آبيارى زيادى نياز ندارد.؛ به همين جهت مردم خراسان به كاشت اين گياه روى آورده اند.؛ از سوى ديگر اين گياه در هنگام خواب تابستاني نيز به آب نياز ندارد و جالب آنكه زمان رويش گياه زعفران در پاييز و زمستان است و همين امر موجب مي شود كه اين گياه از آفات و بيمارى در امان بماند و نياز به سمپاشيهاى مكرر نداشته باشد.؛ شايد بدانيد زعفران گياهي چندساله است يعني هزينه و زحمت كشت آن در يك مرحله (؛يا يكسال )؛ صورت مي گيرد، ولي طي چندسال متوالي زمين محصول مي دهد.؛

 اما پرورش و برداشت زعفران ، به نيروى انساني زيادى نياز دارد و اين امر مطابق با شرايط زندگي اجتماعي قديم ايراني بوده كه خانواده گسترده بود و بسيارى از اقوام و فاميل در كنار يكديگر زندگي مي كردند .؛ اين موضوع هم اينك نيز مصداق دارد، به گونه اى كه بيش از صدهزار خانوار در نواحي گرم و خشك كويرى جنوب خراسان از كاشت، داشت و برداشت زعفران ارتزاق مي كنند.؛ مساله ديگر سازگارى زعفران با محيط اجتماعي ساده و طبيعي منطقه خراسان است چرا كه پرورش زعفران نيازمند بهره گيرى از تجهيزات عظيم حمل ونقل ، سردخانه ، انبارهاى وسيع و غيره نيست .؛ به همين دليل كاشت زعفران بازده اقتصادى خوبي براى مردم آن منطقه دارد.؛ نكته قابل توجه آنكه انتخاب زعفران به عنوان يك محصول كشاورزى از سوى مردم اين منطقه نشانگر هوشمندى و توانايي علمي مردم اين ديار است به گونه اى كه تازه دانشمندان در قرون اخير به فكر بهره گيرى مشابه از زمين براى توليد محصولات كشاورزى افتاده اند.؛ مارگالت اكولوژيست معروف جهان كه اسپانيايي است ، عقيده دارد برخي سرزمين ها كم بهره هستند، بنابراين بايد از اين سرزمين هاى كم بهره به گونه اى مناسب استفاده كرد.؛

به نظر او براى بهره بردارى از سرزمين هاى كم بهره مي توان موضوع زراعت گياهان دارويي را مطرح كرد و زعفران از آن گونه گياهان دارويي است كه مي تواند در زمين هاى كم بهره به نحو مطلوب رشد كند، چرا كه مواد موثر در اين گياه افزايش پيدا مي كند و چون ارزش افزوده آن بالاست ، مي تواند در اقتصاد آن سرزمين و مردم آن خطه موثر واقع شود.؛ مارگالت براى بيان اين نظريه جايزه نوبل هم دريافت كرده است حال آنكه كشاورز خراساني قرنهاست اين ايده را عملي ساخته است.؛ متاسفانه در طول زمانهاى گذشته ، زعفران آنچنان كه بايد شناخته نشده بوده و در ايران قديم صرفا خانواده هاى مرفه از زعفران در تهيه خوراك استفاده مي كردند اطباى قديم از جمله زكرياى رازى در قرن هشتم ، بوعلي سينا در قرن نهم ، ابوريحان بيروني در قرن دهم ، حكيم مونس حسيني در قرن شانزدهم ، علوى خراساني شيرازى در قرن هفدهم ، ابن الاطباء در قرن هجدهم ، ناظم الاطباء در قرن نوزدهم و برخي محققان ايراني در قرن بيستم از زعفران در آثار خود نام برده اند.؛ در اكثر آثار آنان از زعفران به عنوان يك ماده معطر براى غذا و شيريني ها، ايجاد نشاط، تحريك اشتها و هضم غذا ذكر شده است .؛ همچنين از زعفران به عنوان مسكن سرفه و برونشيت هاى مزمن ، تسكين درد دندان ، رفع حالات تشنجي و بي خوابي ، دفع سنگ كليه و صفرا و تقويت كننده بينايي و درمان اسهال ذكر شده است همچنين از زعفران به عنوان مسكن سرفه و برونشيت هاى مزمن ، تسكين درد دندان ، رفع حالات تشنجي و بي خوابي دفع سنگ كليه و صفرا و تقويت كننده بينايي و درماني اسهال ذكر شده است .؛

 تا مدتها زعفران ايران فقط در داخل توليد و مصرف مي شد، ظاهرا از حدود يكصدسال قبل زعفران ايران به اروپا و بخصوص كشور اسپانيا راه يافت در دوران قاجاريه زعفران به صورت نامي آشنا و حالت تحفه و سوغات وارد بازار كشورهاى اروپايي شد و بدون آنكه مبداء آن معلوم باشد مورد مصرف اروپاييان قرار مي گرفت به عبارت ديگر زعفران ايراني به نام خارجي ها به فروش مي رفت ، اما از حدود چهل سال قبل بود كه زعفران ايران در بازارهاى اروپايي شناخته شد و هم اينك زعفران ايران در كشورهاى اسپانيا، ايتاليا، فرانسه ، آلمان ، يونان و انگلستان به فروش مي رسد.؛ به گونه اى كه مردم اين كشورها از طريق مرغوبيت زعفران ايراني كشور ما را مي شناسند با آنكه در كشورهايي مانند اسپانيا و يونان هم زعفران كاشته مي شود، رنگ ، اصالت ، طعم ، عطر و اسانس زعفران ايران به مراتب از زعفران كشورهاى ياد شده بهتر است .؛ زعفران ايران به سبب همين ويژگي ها داراى انرژى (؛كالرى )؛ زيادى است و زعفران كشورهاى رقيب از اين ميزان انرژى برخوردار نيست و نخواهد بود، چون زميني مانند خطه خراسان در آن كشورها وجود ندارد.؛ از طرف ديگر بهره گيرى هاى متنوع از زعفران ايران يك ويژگي ديگر آن به شمار مي آيد.؛ به عنوان نمونه يك دانشمند فرانسوى كه سال گذشته به ايران سفر كرده بود،20؛ كيلو گل زعفران را با خود به فرانسه برد و از آن ماده اى استخراج كرده است كه اين ماده مي تواند تحول عظيمي در صنعت عطرسازى جهان ايجاد كند.؛ زعفران از چنان كارآيي در توسعه صنعت عطرسازى فرانسه برخوردار بوده كه فرانسوىها امسال سفارش500؛ كيلو زعفران را به ايران داده اند.؛ با اين اوصاف مشخص است كه زعفران مي تواند به عنوان سمبل گردشگرى ايران مطرح شود، تا هم گسترش گردشگرى و هم رونق اقتصادى را موجب شود؛ چرا كه در كشورهاى فقير زعفران مصرف نمي شود و عموما كشورهاى مرفه به مصرف زعفران تمايل دارند.؛

به همين جهت ضرورت دارد يك تحقيق علمي و گسترده نسبت به تاثير زعفران بر رونق گردشگرى انجام پذيرد تا زمينه هاى مختلفي در مورد گردشگرى تجربه شود و راه حلهاى نويني نيز به دست آيد..

منبع سایت:کویرهای ایران

  گیاهان مناطق کویری

برای اطلاعات بیشتر روی گزینه های زیر کلیک کنید

  

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 9:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
استاد دانشگاه = گاو
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین
نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 8:39 بعد از ظهر | لینک ثابت |

تاريخچه  هواشناسي  كشاورزي

 مروري  به مصوبه هاي   FAO ( سازمان  جهاني  خواروبار وكشاورزي ) در نوزدهمين  اجلاس  آن  در رم  وتوجه  به مصوبات  اجلاسيه  1970 WMO ( سازمان  جهاني  هواشناسي ) مشخص مي نمايد  كه كشور  ايران  بعنوان  يكي  از  اعضاي هر دو  سازمان  جهاني  متعهد  گرديده است  كه  در جهت  ايجاد بخش  هواشناسي  كشاورزي  و سازماندهي  فعاليتهاي  آن  اقدام نمايد  . پس  از  ايجاد اين  تعهد  بين المللي  است  كه   ايران  بر اساس  نيازمنديهاي  ملي  و پيروي از مصوبه ها ودستورالعملهاي  جهاني ، در دهه  پنجاه  يعني  سال  1354 به ايجاد  واحد  هواشناسي  كشاورزي  در سازمان  هواشناسي كشور  مبادرت  نموده  و براي  نخستين  بار  در تاريخ  تشكل  سازماني خود اقدام  به برگزاري  دوره هاي  آموزشي  هواشناسي كشاورزي  مي نمايد  و بموازات  آن  تمامي مناطق  كشور  را بمنظور  شناسائي  قطبهاي  كشاورزي  جهت  احداث  شبكه  ايستگاههاي  هواشناسي  كشاورزي مورد مطالعه  كارشناسي  قرار ميدهد  و به دنبال  آن  برنامه  آموزش  نيروي  انساني  اين واحد  تدارك شده و برنامه هاي  زمان بندي  شده  آموزش  پرسنل  كارشناس  و كمك  كارشناس به تعداد نياز 18  ايستگاه هواشناسي كشاورزي و بخش ستادي آن در سازمان ، تحت  نظر اساتيد  خارجي  و ايراني  ( عنوان  طرح  كوانتا ) عملي  مي گردد . عليرغم  عملي  شدن آموزش  نيروي انساني  واحد  هواشناسي كشاورزي ، برنامه هاي   پيش بيني شده جهت  تامين  و تجهيز  ايستگاهها و ايجاد  مناطق  مسكوني  به دليل  عدم  اجراي صحيح          برنامه ، بموقع  انجام  نمي گيرد  و طرح  مذكور  در نيمه راه  خود با مشكلات  و بن بست هاي  اداري  و اجرائي  مواجه  مي گردد  و حدود  60% از  پرسنل  18 ايستگاه  كه برابر  18 كارشناس  و 36  نفر  كمك  كارشناس  بوده اند به يكباره به  جاي   ايستگاهها  به سوي  اداره  مركزي  گسيل  مي شوند .

مسئولين  و اولياي  امورسازمان  هواشناسي  و هسته  مركزي  باني  طرح  كوانتا  ، پي گيري مسائل  را  به كندي  دنبال  نموده  و از اعمال  مديريت  بر اجراي  برنامه  و سازماندهي  نيروهاي  آموزش  ديده   عاجز  مي مانند   . در اين  راستا ادامه  فعاليت  مهندسين  مشاور  كوانتا  و شركت  مهندسين  مشاور  رم كنسولت در روماني  نيز  معوق  مانده  و پس  از  چندي  نيز  متوقف          مي گردد  و در اين  ارتباط  آموزش عملي   پرسنل  آموزش  ديده هواشناسي  كشاورزي  در ايستگاهها ، مطلقا“ صورت  نمي پذيرد  و فعاليت   تعريف  شده  آموزش  عملي  در امتداد  آموزشهاي  تئوري  انجام  نمي گيرد . در اين  هنگام  مديريت  شبكه  كه تنها عهده دار  مسئوليت  اداره  ايستگاههاي  اقليم شناسي  وباران سنجي  بوده است  ، از سازماندهي  18  ايستگاه  تحقيقات  هواشناسي  كشاورزي  كه تنها نقشه هاي  ساختماني  ونيروهاي  آموزش يافته  آن را  در  اختيار  داشته  است  باز ميماند . و از ارائه  برنامه اي  در سطح  مناسب  كارشناسي  در ايستگاهها  ناتوان  مي شود .به اين  سبب  نابسامانيهاي  بسيار  و تصميم گيريهاي  شتاب زده  فراوان براي  رفع  عاجل دشواري ها  پديد مي آيد . و نيروهاي  كارشناسي  وكمك كارشناسي  بسياري  ناگزير از اعزام  به ايستگاههاي  سينوپتيك  مي شوند  كه هيچگونه  زمينه   مناسب كاري  در آنها  مهيا  نشده بود  و كارشناسان  هواشناسي كشاورزي  ناچار  به  ديده بانيهاي  بسيار  معمولي  مي گردند  كه اساسا“  براي  آن  تربيت  نشده بودند . در چنين  شرايطي  است  كه با وجود  فقدان  مديريت  و عدم  پذيرش  مسئوليت  از ناحيه  سازمان براي  واحد  هواشناسي  كشاورزي  وتوقف  آموزشهاي  عملي  توسط  مشاور  در ايستگاهها  كه در واقع  كليه  حركتهاي  حقيقي  و عملي  كارشناسي  در اين  رشته  محسوب  مي شود  و پراكنده  شدن   اولياي  اجرائي  اين طرح  و عزيمت  كارشناسان  خارجي  و از دست  رفتن  اختيار  امور  از  تمام  جوانب ،  حركتهاي  اوليه  توسط  خود كارشناسان  و بصورت  غير  سازماندهي  شده  ،  بلكه   ابتكاري  و خودجوش از شهرستانها   آغاز  مي گردد  و به همت  كارشناسان  هواشناسي كشاورزي  ، ايستگاههاي  اوليه  نظير اكباتان  صرفا؛  بر حسب  علائق  كارشناسي  وتعهدات  فردي  و وجداني  ساخته  مي شود  و ابزار  وادواتي  تهيه   و فعاليتهاي  تحقيقاتي  آغاز  مي گردد . و بدين سان  ايستگاههاي  تحقيقات  هواشناسي كشاورزي  اوليه   تاسيس  گرديده  و پا  مي گيرند  . و در اين  راه  انرژي  وتوان  بسياري  از  پرسنل  اين واحد  صرف توجيه  و ايجاد  انگيزه  در مسئولين  و مديران  ناآشنا  به اين  واحد  گرديد .

 از سال  1362  وورود  رياست  جديد  سازمان  ، نقطه  عطفي  در حيات  اجتماعي  واحد  هواشناسي  كشاورزي محسوب مي گردد  و پس  از  آن است  كه شرايط  نابسامان  اين واحد  بر اثر  درك  و دريافت  صحيح  ايشان  وحمايت  اميدوار كننده ايشان  از حركتهاي  علمي  و فني  آن  ، خون      تازه اي  را در شريان هاي  اين بخش  به جريان مي اندازد . افرادي   از اين  بخش  جهت     دوره هاي  كوتاه  مدت  و ميان  مدت  آموزشي  به كشورهاي  ديگر  اعزام  مي شوند  و نمايندگاني  از  آنها  در كنفرانس ها و مجامع  بين المللي  حضور مي يابند  وگروهها  وكميته هاي  كار  بوجود  مي آيد  و برنامه  فعاليتهاي  ايستگاهها  تحت  سازمان دهي  نسبتا“  منظمي  از سوي  بخش  مركزي  آن  هدايت  مي گردد  وواحد  هواشناسي  كشاورزي  سازمان  هويت  مي يابد . ايستگاههاي  تحقيقات  هواشناسي كشاورزي  هر چند  كند  ، يكي  پس از  ديگري احداث  مي گردند .

در تيرماه  1367  سمينار  “ نقش  هواشناسي  در افزايش  توليدات  كشاورزي “  در دانشگاه  ساري  برگزار  مي گردد  و بيش  از  20 مقاله  از سوي  كارشناسان  هواشناسي كشاورزي  وكارشناسان  ساير  رشته هاي  سازمان واساتيد  دانشگاه  مشهد  در اين  سمينار  ارائه  مي گردد  كه از  لحاظ  محتوا  و تنوع  وتعدد  در نوع  خودكم نظير بوده  و پس  از  آن  از پروژه  مشترك  هواشناسي كشاورزي  وجهادسازندگي  در ارتباط   با مطالعه  و تحقيق  پيرامون  تاثير  متغيرهاي  جوي  بر ارقام  مختلف  گندم  در بجنورد  بازديد  به  عمل مي آيد  واين  اوج فعاليتهاي  واحد  هواشناسي كشاورزي  سازمان تا  آن  مقطع زماني است .

در سال  1370  موافقت نامه اي  مابين  وزارت  كشاورزي  ( جهاد كشاورزي  فعلي ) و سازمان هواشناسي منعقد  مي گردد  كه بر اساس  آن  علاوه  بر  18  ايستگاه  طرح  اوليه  كوانتا ، 13  ايستگاه  هواشناسي  كشاورزي در نقاط مختلف كشور ايجاد شود ، بدين ترتيب تعداد ايستگاههاي  هواشناسي كشاورزي تا پايان  برنامه  توسعه  پنج  ساله  سوم  كشور  به  31  ايستگاه  خواهد  رسيد . در شهريور  ماه  1380  اولين  كارگاه  آموزشي  هواشناسي كشاورزي  در شهر  همدان  تشكيل  گرديد  وطي  آن  مقالات  متعددي  در باب  هواشناسي كشاورزي  و ديگر  مسائل  مرتبط  به صورت  كاربردي  ارائه  گرديد .  در حال  حاضر  ( سال  1381 )  28  ايستگاه  فعال  هواشناسي  كشاورزي  در ايران  مشغول  به كار  و برخي از آنها بر روي  محصولات  جديد بررسي  و مطالعه  مي كنند  به عنوان  مثال  ايستگاه شهركرد  بر روي  كلزا  و ايستگاه  گناباد  بر روي  زعفران .

منبع: سایت هواشناسی ایران

نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 7:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نام : حسين (سومين امام كه به امر خداوند تعيين شده است ) كنيه :ابو عبد اللّه لقب : خامس آل عبا، سبط، شهيد، وفى ، زكى پدر : حضرت على بن ابى طالب (ع ) مادر: حضرت فاطمه (س ) تاريخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى مكان ولادت : مدينه مدت عمر : 57 سال علت شهادت : پس از روى كار آمدن يزيد، امام كه او را نالايق ميدانست تن به ذلت بيعت و سازش با او را نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدينه به مكه و سپس به طرف كوفه و كربلا حركت كردند و همراه با ياران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهيد شدند. قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن ، (لعنت خدا بر آنها) زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى مكان شهادت و دفن : كربلا سال از دوران كودكى را در زمان حيات پر بركت رسول خدا (ص ) سپرى نمود. او شجاعترين امت حضرت محمد (ص ) بود و شجاعت حضرت محمد (ص ) و حضرت على (ع ) در ايشان جمع بود. خداوند در تربت ايشان شفا، و در داخل حرم امام حسين (ع ) استجابت دعا را قرار داده است . پيامبر (ص ) در حقش فرمود: احب اللّه مَن احب حسينا يعنى : خداوند دوست ميدارد كسى را كه حسين را دوست بدارد. پيامبر(ص ) در حق او و برادر گرامى اش امام حسن (ع ) فرمود: دو فرزند من حسن و حسين پيشوايان امت مى باشند خواه زمام امور به دست بگيرند و يا نگيرند. پس از شهادت امام حسن (ع ) در سال 50 هجرى ، امام حسين (ع ) عهده دار امر امامت گرديد. معاويه پس از بيست سال حكومت ظالمانه و قتل و كشتار شيعيان به ويژه، در سال 60 هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن(ع)، پسرش يزيد را به جاى خود قرار داد. يزيد فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً مقدسات اسلامى را زير پا مى گذاشت و آشكارا شراب مى خورد. امام حسين عليه السلام از همان آغاز كار با او به مخالفت برخاست . يزيد نامه اى به حاكم مدينه نوشت و به او دستور داد كه از امام حسين (ع ) براى يزيد بيعت بگيرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع ) كه حاضر به بيعت كردن با يزيد نبود با خانواده خود از مدينه به مكه رفتند. در اين هنگام مردم كوفه كه از مرگ معاويه با خبر شده بودند نامه هاى زيادى براى امام حسين (ع ) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و كوفه بيايد. امام حسين (ع ) نيز مسلم بن عقيل را به كوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم كوفه با مسلم بن عقيل همراه شدند. اما با ورود عبيداللّه بن زياد كه از طرف يزيد به حكومت كوفه گمارده شده بود و بسيار حيله گر و بى رحم بود، مردم كوفه فريب اقدامات او را خورده و پيمان شكنى كردند و مسلم را تنها گذاشتند. در نتيجه عبيداللّه ، مسلم بن عقيل را دستگير نموده و به شهادت رسانيد. هنگامى كه در ابتدا مردم كوفه با مسلم بيعت كردند، مسلم نامه اى به امام حسين (ع ) نوشت و به ايشان اطلاع داد كه به كوفه بيايد. امام حسين (ع ) با خانواده و ياران خود به طرف كوفه حركت كرد و در نزديكى كوفه بود كه خبر پيمان شكنى مردم كوفه و شهادت مسلم را آوردند. عبيداللّه بن زياد كه با شهادت مسلم بر اوضاع كوفه تسلط پيدا كرده بود حر بن يزيد رياحى را براى زير نظر گرفتن امام حسين (ع ) و همراهانش فرستاد. و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به كربلا اعزام نمود. او به عمر بن سعد وعده داده بود كه اگر امام حسين (ع ) را به شهادت برساند او را حاكم رى خواهد كرد. عمر بن سعد كه به طمع حكومت رى به كربلا آمده بود از هيچ ستمى فروگذار نكرد. دستور داد امام حسين (ع ) و يارانش را محاصره كنند و آب را بر روى آنان ببندند. ياران امام حسين (ع ) كه از شجاع ترين افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالى كه بيش از 72 تن نبودند يكى پس از ديگرى در دفاع از امام زمان خود يعنى امام حسين (ع ) با عزت و آزادگى به شهادت رسيدند. حر بن يزيد رياحى نيز كه ستمگرى سپاه عمر سعد و حقانيت امام حسين (ع ) را مشاهده كرد به سپاه امام پيوست و به شهادت رسيد. واقعه كربلا گرچه از نظر زمان كوتاه بود و تنها يكروز از صبح تا عصر به طول انجاميد اما لحظه لحظه آن درس شهامت و ايثار و فدا كارى ، ايمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه كربلا دانشگاهى است كه از طفل شيرخوار تا پيرمرد محاسن سفيدش به بشريت درس آزادگى مى آموزد. خون هاى مطهر امام حسين (ع ) و يارانش به اسلام حيات تازه بخشيد و زمينه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم آورد. امام حسين عليه السلام روز دهم محرم سال 61 هجرى ، در سن 57 سالگى در كربلا به شهادت رسيد. مرقد ايشان و برادر فداكارش اباالفضل و فرزندان و يارانش در شهر كربلا در عراق قرار دارد.

حقيقت اين است كه واقعه عاشورا چنان شگفت، فوق العاده بزرگ، باشكوه، حماسى و زيباست، كه به خلاف حماسه هاى ملى و قومى و نژادى، اصلاً نيازى به افزودن شاخ و برگ به آن و در آميختنش با تخيل و آمال و آرزوهاى بازگوكنندگان، براى هر چه جذاب تر شدن، نيست. به عكس، قهرمانان آن، در چنان ارتفاعى از معنويت، انسانيت و بزرگى ايستاده اند، كه بزرگترين و اصلى ترين اهتمام بازگوكننده، اگر همين باشد كه آنان و اعمالشان را، همان گونه كه بوده اند وصف كند، به وظيفه خود عمل كرده و اجرخويش را برده است. با اين همه، عمده ذاكران، در همين كار نيز به شدت احساس عجز كرده و آشكارا به اين ناتوانى اعتراف كرده اند. اما، به مصداق ضرب المثل «آب دريا را اگر نتوان كشيد، هم به قدر تشنگى بايد چشيد» و به قصد قربت و نيت ثواب هم كه شده، قدم در اين راه نهاده و قلمى زده اند.
اين جريان به حدى فراگير و همگانى بوده، كه بى كمترين ترديد مى توان گفت كه در طول تاريخ شيعه، هيچ حادثه و مراسم مذهبى، به اندازه واقعه عاشورا، ذهن و دل مردم را به خود مشغول نكرده است.
اما واقعه عاشورا اگر از منظر آسمانى، همه حماسه است، از نگاه دنيايى و انسانى، يك تراژدى محض است.
پايان واقعه عاشورا، شهادت همگى مردان و جوانان- حتى پيران و نوجوانان و حتى يك پسر شيرخواره- و اسارت زنان و كودكان مربوط به طيف قهرمان است. در تاريخ ادبيات جهان، شايد هيچ حماسه اى را نتوان يافت كه پايان آن، تا بدين پايه تلخ و سوگ آميز باشد. و حماسه، چون چنين «سوگ انجام» شد، تبديل به نوعى تراژدى (سوگنامه) مى شود؛ كه خود يك نوع باستانى ديگر ادبى است.
اگر در تراژدى، تقدير شوم گريز ناپذير، موقعيتى تلخ و دشوار را بر قهرمانان تحميل مى كند، در اين جا، اين جبر، ناشى از شرايط تاريخى و اجتماعى حاكم بر سرزمين هاى اسلامى، و در مقابل، احساس تعهد دينى و انسانى امام حسين(ع) و ياران اوست كه چنين شرايط دشوارى بر ايشان تحميل مى شود.

اما امام و ياران و خانواده اش نيز، همانند قهرمانان تراژدى هاى كهن، حتى در اين شرايط تلخ و دشوار، ذره اى از آن اوج و رفعت معنوى خود فرود نمى آيند و بى نشان دادن كمترين ضعف، تا آخرين نفس، در برابر اين جبر مى ايستند، و مغلوب و مقهور آن نمى شوند. براى آنان آسان است كه خواسته به ظاهر ساده دشمن را بپذيرند، و به بهاى مرگ روح، زندگانى تن را حفظ كنند. اما هيهات كه آنان چنين ذلتى را بپذيرند! پس، جسم را فداى عزت و آزادگى روح مى كنند. اينجاست كه آن عمل شگرف، كه لازمه و اساس تراژدى است، صورت مى پذيرد؛ و به واقع، اراده آزاد انسان، با انتخاب شايسته خود، سبب رستگارى او مى شود.
با اين رو، واقعه عاشورا، اينها همه را دارد، ولى همه، اينها نيست. بلكه داراى يك سلسله ويژگى هاى اضافى خاص خود نيز هست. پس، در بيان نمايشى نيز، قالب ابداعى ويژه خود را مى طلبد، بنابر اين، «تعزيه» پديد مى آيد؛ كه از هر جهت، بديع، خاص و بى بديل است. اما مدت ها بايد بگذرد و مقدماتى بايد طى شود، تا اين هنر برجسته مركب شيعى، شكل كامل و نهايى خود را بيابد:
رايج ترين قالب ادبى زمانه وقوع حادثه عاشورا در بلاد عرب نشين، شعر است. پس، ادبيات، نخست از طريق قالب شعر، از اين واقعه تأثير مى گيرد و آن را در خود بازتاب مى دهد و در حافظه تاريخ، ماندگار مى سازد. اين اشعار كه متضمن بيان واقعه عاشورا و زبان حال شهيدان و اسيران اين عرصه است، هنگامى كه از سر سوز دل و سويداى جان، توسط مويه گران خوش صدا خوانده مى شود، مبدل به «نوحه» مى شود؛ كه از نخستين هنرهاى نمايشى اسلامى، خاصه شيعى است. از اينجاست كه مداحان و مرثيه گران اهل بيت، در كنار واعظان روايتگر واقعه عاشورا پا به عرصه وجود مى گذارند، و مداحى، به عنوان يك هنر ناب شيعى، شكل مى گيرد.
آميختگى تدريجى روايت و زبان حال شهيدان و اسيران واقعه كربلا، با برخى حركات نمايشى، براى هر چه مؤثر تر ساختن اين بازنمايى نيز، به مرور، هنر نمايشى تعزيه را در جهان اسلام و خاصه ايران شيعى، بنيان مى نهد.
البته، تعزيه، مجموعه اى از نمايش هاى مذهبى است كه مبتنى بر مصيبت هايى است كه بر خاندان پيامبر اسلام و بعضاً حتى ديگر پيامران الهى وارد شده است. اما مهم ترين و مشهورترين نوع آن، مربوط به رويداد عاشورا (۶۱ هـ) است.
هنر مركب تعزيه را آميزه اى از نوحه خوانى، روضه خوانى، شبيه سازى و داستان ها و روايت هاى مذهبى شكل مى دهد، در عين حال كه از بسيارى عناصر داستانى مورد توجه مردم، بهره مى گيرد (۱).

-------------
پى نوشت:
۱. در تاريخ هاى موجود، راجع به تعزيه آمده است:
تعزيه در واقع از زمان آل بويه (نيمه اول قرن ۴) شكل گرفت. احمد بن بويه در سال ۱۳۲۰ به حكومت رسيد. در ۱۳۳۴ بغداد را گرفت و خليفه المستكفى را تحت سلطه خود در آورد، و خليفه او را «معزالدوله» لقب داد.
معزالدوله كه شيعه بود از محرم همان سال دستور داد تمام بازارهاى بغداد را ببندند و همه جا را سياه بپوشند و به عزادارى سيد الشهدا بپردازند. بعد، تا پايان حكومت آل بويه يا ديالمه (۳۲۰ تا ۴۴۸ هـ) كه در ايران جنوبى و عراق حكومت مى كردند، همه ساله، شيعيان در دهه اول محرم، در تمام شهرها عزادارى مى كردند.
در دولت سلجوقيان (۴۴۹ تا ۷۰۰ هـ.ق) سوگوارى براى خاندان رسول اكرم عمومى شد. طى چندين سده، مرحله به مرحله شكل نمايشى تعزيه يا شبيه خوانى به خود گرفت.

نقل از http://www.sarshar.org


نوشته شده توسط وحید در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 7:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |
  1. Geoderma  
  2. Australian Journal of Soil Research  
  3. European Journal of Soil Science  
  4. Soil Science Society of America Journal   
  5. Canadian Journal of Soil Science   
  6. Soil Science   
  7. Eurasian Soil Science (Pochvovedenie)  
  8. Catena   
  9. Soil Use and Management   
  10. Soil and Tillage Research   
  11. Communications in Soil Science and Plant Analysis
  12. Soils and Fertilizers
  13. Sciences of Soils
  14. Plant and Soil
  15. Soil Science and Plant Nutrition
  16. Journal of Plant Nutrition and Soil Science (Zeitschrift für Pflanzenernährung und Bodenkunde)
  17. Etude et Gestion des Sols
  18. Archives of Agronomy and Soil Science  
  19. Pedobiologia
  20. Soil Biology and Biochemistry
  21. European Journal of Soil Biology
  22. Applied Soil Ecology
  23. Biology and Fertility of Soils
  24. The Journal of Agricultural Science
  25. Experimental Agriculture
  26. Agricultural Systems
  27. Australian Journal of Agricultural Research
  28. Australian Journal of Experimental Agriculture
  29. Netherlands Journal of Agricultural Science
  30. Precision Agriculture
  31. Agronomy Journal
  32. European Journal of Agronomy
  33. Agronomie
  34. Scientia Agricola
  35. Agricultural and Forest Meteorology
  36. Agriculture, Ecosystems & Environment
  37. Ecological Modelling
  38. Landscape Ecology
  39. Nutrient Cycling in Agroecosystems
  40. Journal of Environmental Quality
  41. Progess in Environmental Science
  42. Environmental Science & Technology
  43. Environmental & Ecological Statistics
  44. Environmetrics
  45. Environmental Modelling & Software
  46. Journal of Agricultural, Biological and Environmetal Statistics
  47. Water, Air & Soil Pollution
  48. Journal of Soil and Water Conservation
  49. Soil & Sediment Contamination
  50. Journal of Contaminant Hydrology
  51. Journal of Environmental Hydrology
  52. Land Degradation & Development

 

  1. Water Resources Research
  2. Journal of Hydrology
  3. Vadose Zone Journal
  4. Advances in Water Resources
  5. Agricultural Water Management
  6. Transport in Porous Media
  7. Journal of Hydroinformatics
  8. Hydrological Processes
  9. Ground Water
  10. Hydrological Sciences Journal
  11. Irrigation Science
  12. Journal of Irrigation & Drainage Engineering
  13. Arid Land Research and Management
  14. Earth Surface Processes and Landforms
  15. Australian Journal of Earth Sciences
  16. Physics and Chemistry of the Earth
  17. Computers and Geosciences
  18. Mathematical Geology (IAMG)
  19. Mathematical Geology (Kluwer HomePage)
  20. Computers and Electronics in Agriculture
  21. Nature
  22. Die Naturwissenschaften
  23. Science
  24. International Journal of Geographical Information Science
  25. International Journal of Applied Earth Observation and Geoinformation
  26. ISPRS Journal of Photogrammetry and Remote Sensing
  27. Remote Sensing of the Environment
  28. Developments in Soil Science
  29. Earth Science Journals
  30. Soil Science Alert online (Elsevier)
  31. Environmental Science Journals
  32. AI-GEOSTATS
  33. Library of Congress
  34. Journal Abbreviation Sources
  35. Journal abbreviation Bioscience

منبع سایت حفاظت خاک رسولی کیا

نوشته شده توسط وحید در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 8:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |

مناطقی که در مجاورت تونلهای باد و شنزارها قرار دارند , دایما توسط توفانهای شن تهدید می شوند مناطقی مانند شهر یزد , تونل باد میبد , شهر زابل و ...

توفانهای شن اغلب در مناطقی از کویر که فاقد پوشش گیاهی هستند و یا بخاطر استفاده بی رویه , زمین پوشش گیاهی خود را از دست داده است روی می دهند . زمین عاری از گیاه و وزش بادهای با سرعت زیاد مهمترین   عوامل تشکیل این نوع توفانها هستند . بهره برداري بي رويه بمنظور تامين سوخت وقوع خشکسالي هاي پياپي و نيز کاهش سطح سفره آبهاي زيرزميني منجر به گسترش بيابانها و حرکت ماسه های روان می گردد . کاهش ديد در روزهاي توفاني و بروز تصادفات جاده اي در محورهاي مواصلاتي يکي ديگر از تبعات منفي توفانهاي شني است .در يکي از شاخص ترين اين تصادفات در سال 1379 بيش از 40 دستگاه خودروي سبک وسنگين در محور ترانزيتي بندر عباس - تهران در محدوده اي موسوم به کانال باد ميبد به همديگر برخورد کردند.بروز اين توفانها در بسياري از موارد منجر به لغو ويا تاخير در پرواز هواپيماها می شود .  در طي 100 سال گذشته بيش از 3 روستا بطور کامل در حوالي شهر يزد در زير ماسه هاي روان مدفون شده است .

تاریخچه ای از توفانهای شن

يک سياح خارجي به نام استاک (1881 م) درباره توفانهاو هجوم ماسه ها مي نويسد در يک بعداز ظهر اواخر ماه مي (خرداد) به دنبال توفان تيره رنگي لايه اي از خاک تمام حياط خانه محل اقامت من را پوشاند، در موقع عبور از يزد به سمت شمال غرب در فاصله 6 مايل انگليسي (10 کيلومتر) بايد از ميان تپه هاي ماسه اي عبور مي کرديم و به همين دليل دوبار راهمان را گم کرديم . اين همان درياي شني است که پيش بيني مي شود روزي شهر يزد را غرق کند.

در سال 1379 وزش توفان , شهر يزد را در تاريکي مطلق فروبرد وموجب رعب وحشت مردم به ويژه کودکان وسالمندان گرديد.

نحوه برخورد

در مواقعی که شدت وزش باد زیاد است از سفر به مناطق کویری خودداری کنید . مناطقی که در آنها توفان شن گزارش شده است را شناسایی کنید و قبل از انجام سفر , از وضعیت آب و هوای منطقه اطمینان حاصل کنید . در صورتی که در مناطق کویری دچار توفان شن شدید , اگر مسیر بازگشت در جهت وزش باد است , از ادامه مسیر خود داری کنید و باز گردید . به علت کاهش زیاد شعاع دید در زمان توفان با احتیاط کامل برانید. در صورتی که جهت وزش خلاف مسیر بازگشت است , سر خودرو را در جهت وزش باد قرار دهید و سپس خودرو را خاموش کنید . هر از گاهی خودرو را روشن کنید و حدود چند متر به جلو برانید و سپس پارچه ای نمناک به دور سر خود بپیچید به گونه ای که صورت شما را کاملا بپوشاند و سپس از خودرو خارج شوید و ماسه های انباشته شده بر روی خودرو را به کناری بزنید  . در صورتی که پیاده سفر کرده اید , مانند روش بالا عمل کنید و در پشت گیاهان و یا صخره ها پناه بگیرید تا توفان تمام شود .

ذرات گرد و غبار يکي از عوامل مهم تشديد کننده بيماريهاي تنفسي ميباشد ومنجر به شيوع انواع بيماريهاي ريوي نظير آسم، برونشيت هاي مزمن و فيبروز دهنده هاي ريه می شود . همچنین این ذرات می توانند صدمات جدی به چشمان شما وارد کند .

مطالب مرتبط :

نوشته شده توسط وحید در یکشنبه هشتم بهمن 1385 ساعت 5:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |

طرز تشکیل تپه‌های شنی (دونها) بدین صورت است که ماسه‌هایی که بوسیله باد در سطح زمین در حرکت هستند پس از رسیدن به موانعی در سر راه خود از قبیل گیاهان ، قطعات سنگ و یا عوارض طبیعی دیگر که سبب کاهش سرعت باد در نتیجه متوقف ماندن ذرات ماسه از حرکت می‌شود. این ذرات در اطراف این موانع انباشته شده و بتدریج به مقدار آنها افزوده می‌شود. سرانجام اجتماع این ذرات. ماسه‌ای منجر به تشکیل تپه‌های شنی می‌گردد. البته هرچه این موانع بزرگتر باشند امکان اینکه توده‌های ماسه‌ای به صورت تپه‌های بزرگتری در آیند وجود دارد.

حرکت تپه‌های شنی


تپه‌های شنی پس از تشکیل در محل خود ثابت نمی‌مانند، بلکه در جهت وزش باد جابجا می‌شوند. با وزش باد ماسه‌ها در دامنه‌ای که در جهت باد قرار دارد به طرف بالا رانده می‌شوند و پس از رسیدن به قله در دامنه پشتی تپه غلطیده و در آنجا جمع می‌گردند. جابجایی توده‌های ماسه‌ای در شرایط عادی به 10 تا 20 متر در سال می‌رسد.

ارتفاع تپه‌های شنی

ارتفاع تپه‌های شنی متغیر می‌باشد و به ندرت از 20 متر تجاوز می‌کند ولی گاهی از اوقات ارتفاع آنها زیاد شده و به 100 متر نیز می‌رسد. برای مثال ارتفاع تپه‌های شنی شرق کویر لوت گاهی اوقات به بیش از 100 متر نیز می‌رسد.

جنس تپه‌های شنی

جنس تپه‌های شنی اغلب از کوارتز است ولی گاهی گچ ، آهک ، رس ، خاکسترهای آتشفشانی و مواد دیگر ، در آنها دیده می‌شود. وجود این مواد در تپه‌های شنی حاکی از فراوانی آنها در محل است.

انواع تپه‌های شنی

شکل تپه‌های شنی متفاوت است و از این جهت آنها را برحسب شکل و چگونگی تشکیلشان به دسته‌های مختلف تقسیم می‌کنند که مهمترین آنها عبارتند از :



برخان (Barchan) :

این دسته از تپه‌های شنی هلالی شکل و ده و دارای دو گوشه تیز می‌باشند که جهت باد را نشان می‌دهند. قسمت کوژ این تپه‌ها در جهت باد و کاو آن در جهت مقابل باد است. برخان در مناطقی که جهت باد همیشه ثابت است تشکیل می‌گردد. این نوع تپه‌ها متحرک بوده و هرچه کوچکتر باشند مقدار جابجایی آنها بیشتر می‌باشد.


تپه‌های شنی سهمی شکل (Parabolic) :
این تپه‌ها دارای یک دیواره کم ‌شیب و یک دیواره تقریبا قائم بوده و شکل سهمی و یا به صورت U می‌باشند.


سیف (Sief dune) :
سیف به زبان عربی یعنی شمشیر و چون این نوع تپه‌های شنی (دونها) شبیه شمشیر هستند، از این جهت به آنها سیف می‌گویند. این نوع دون‌ها در مناطقی که باد دارای یک جهت اصلی و یک جهت فرعی می‌باشد تشکیل می‌شوند.


تپه‌های شنی طولی (Longitudinal dune) :
تپه‌های شنی طولی که به آنها دون ریسمانی نیز گفته می‌شود، تپه‌های باریکی هستند که به شکل رشته‌های طویل دیده می‌شوند و طول آنها نیز در امتداد جهت باد قرار گرفته است. طول این تپه‌ها گاهی به 80 تا 100 کیلومتر و ارتفاع آنها به 50 تا 100 متر نیز می‌رسد.


تپه‌های شنی عرضی (Transverse dune) :
این نوع تپه‌ها معمولا در نواحی که مقدار ماسه فراوان و جهت باد نیز ثابت است به شکل رشته‌هایی از تپه های شنی که متصل به هم (معمولا از اتصال چند برخان که امتداد آنها عمود بر جهت باد است) تشکیل می‌شوند.


تپه‌های شنی درهم (Interfrence dune) :
به تپه‌هایی که به علت تغییر دائمی جهت باد دارای هیچ نوع فرم و شکل شخصی نمی‌باشند اطلاق می‌گردد.

منبع :سایت کویرهای ایران
 

 

نوشته شده توسط وحید در یکشنبه هشتم بهمن 1385 ساعت 5:5 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
business article